با سلام و تشکر از همه شما دانشجویان عزیز که تو این مدت من رو تنها نذاشتید و لطف کردین و به دیدنم اومدین.

راجع به سوالاتی که در مورد امتحان فیزیک ۲ پرسیدین ، امتحان از اول گرفته می شه و خانوم دکتر هم

فقط از قسمتی که خودشون تدریس کردن ۲ سوال مطرح کردن.

 اگر هم هر جا مشکلی داشتین من در خدمت هستم.

موفق باشین.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 23:10  توسط م | 
هارپ چیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهيد 

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

 

 

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 

 

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را  به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

 با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF  در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

 

           

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don't Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ويديو،  يکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

 در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر  باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه  تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

 برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

«زمين لرزه هائيتي را آمريكا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است، هدف نهايي آمريكا ضربه زدن به ايران از طريق ايجاد زمين لرزه است، زمين لرزه ويرانگر هائيتي نتيجه آشكار آزمايش سلاح هارپ توسط ارتش آمريكاست، رئيس جمهور ونزوئلا آمريكا را به دست داشتن در وقوع زلزله ويرانگر هائيتي متهم كرد، زلزله هائيتي طبيعي نيست پاي هارپ در ميان است...»
آنچه كه خوانديد گزيده اي از تيترهايي است كه در هفته هاي اخير و پس از وقوع زلزله ويرانگر كشور هائيتي درصدر اخبار رسانه هاي ايران و جهان قرار گرفت و به نوعي گوياي اين موضوع است كه ايالات متحده آمريكا با استفاده از قدرت نظامي «هارپ» چنين زلزله اي را در منطقه هائيتي ايجاد كرده است.
گرچه انتشار وسيع و گسترده اين خبر درسطح رسانه هاي جهان خود از زلزله اي مخوف خبري حكايت داشت كه به نوعي درصدد القاي قدرت بي چون و چراي نظامي آمريكا در جهان بود، اما نكته مهمي كه افكار عمومي را با آن درگير كرده اين است كه آيا به راستي دولت استكباري آمريكا واقعاً از چنين قدرتي برخوردار است و مي تواند با استفاده از سلاح هارپ زلزله سنگين و ويرانگري با قدرت 3/7 ريشتر در نقطه اي از زمين ايجاد كند و آيا در ابعاد علمي و سياسي اين مسئله تأييد شده كه شيطان بزرگ مي تواند چنين اقدامي را عليه كشورهاي ديگر انجام دهد و از همه مهمتر آيا اصولاً چنين كاري شدني است؟ همچنين اخبارمنتشره در اين باره تا چه حد از صحت خبري برخوردار است؟
«زمين لرزه هائيتي را آمريكا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است، هدف نهايي آمريكا ضربه زدن به ايران از طريق ايجاد زمين لرزه است، زمين لرزه ويرانگر هائيتي نتيجه آشكار آزمايش سلاح هارپ توسط ارتش آمريكاست، رئيس جمهور ونزوئلا آمريكا را به دست داشتن در وقوع زلزله ويرانگر هائيتي متهم كرد، زلزله هائيتي طبيعي نيست پاي هارپ در ميان است...»
آنچه كه خوانديد گزيده اي از تيترهايي است كه در هفته هاي اخير و پس از وقوع زلزله ويرانگر كشور هائيتي درصدر اخبار رسانه هاي ايران و جهان قرار گرفت و به نوعي گوياي اين موضوع است كه ايالات متحده آمريكا با استفاده از قدرت نظامي «هارپ» چنين زلزله اي را در منطقه هائيتي ايجاد كرده است.
گرچه انتشار وسيع و گسترده اين خبر درسطح رسانه هاي جهان خود از زلزله اي مخوف خبري حكايت داشت كه به نوعي درصدد القاي قدرت بي چون و چراي نظامي آمريكا در جهان بود، اما نكته مهمي كه افكار عمومي را با آن درگير كرده اين است كه آيا به راستي دولت استكباري آمريكا واقعاً از چنين قدرتي برخوردار است و مي تواند با استفاده از سلاح هارپ زلزله سنگين و ويرانگري با قدرت 3/7 ريشتر در نقطه اي از زمين ايجاد كند و آيا در ابعاد علمي و سياسي اين مسئله تأييد شده كه شيطان بزرگ مي تواند چنين اقدامي را عليه كشورهاي ديگر انجام دهد و از همه مهمتر آيا اصولاً چنين كاري شدني است؟ همچنين اخبارمنتشره در اين باره تا چه حد از صحت خبري برخوردار است؟
«زمين لرزه هائيتي را آمريكا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است، هدف نهايي آمريكا ضربه زدن به ايران از طريق ايجاد زمين لرزه است، زمين لرزه ويرانگر هائيتي نتيجه آشكار آزمايش سلاح هارپ توسط ارتش آمريكاست، رئيس جمهور ونزوئلا آمريكا را به دست داشتن در وقوع زلزله ويرانگر هائيتي متهم كرد، زلزله هائيتي طبيعي نيست پاي هارپ در ميان است...»
آنچه كه خوانديد گزيده اي از تيترهايي است كه در هفته هاي اخير و پس از وقوع زلزله ويرانگر كشور هائيتي درصدر اخبار رسانه هاي ايران و جهان قرار گرفت و به نوعي گوياي اين موضوع است كه ايالات متحده آمريكا با استفاده از قدرت نظامي «هارپ» چنين زلزله اي را در منطقه هائيتي ايجاد كرده است.
گرچه انتشار وسيع و گسترده اين خبر درسطح رسانه هاي جهان خود از زلزله اي مخوف خبري حكايت داشت كه به نوعي درصدد القاي قدرت بي چون و چراي نظامي آمريكا در جهان بود، اما نكته مهمي كه افكار عمومي را با آن درگير كرده اين است كه آيا به راستي دولت استكباري آمريكا واقعاً از چنين قدرتي برخوردار است و مي تواند با استفاده از سلاح هارپ زلزله سنگين و ويرانگري با قدرت 3/7 ريشتر در نقطه اي از زمين ايجاد كند و آيا در ابعاد علمي و سياسي اين مسئله تأييد شده كه شيطان بزرگ مي تواند چنين اقدامي را عليه كشورهاي ديگر انجام دهد و از همه مهمتر آيا اصولاً چنين كاري شدني است؟ همچنين اخبارمنتشره در اين باره تا چه حد از صحت خبري برخوردار است؟

ارتباط هارپ و زلزله
دكتر ناصر حافظي مقدس، زمين شناس، مهندس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان درباره پديده هارپ مي گويد: «پروژه مطالعاتي هارپ درخصوص مطالعه اصول فيزيكي كنترل كننده يونسفر است كه علاوه بر آمريكا چند كشور ديگر نيز در آن مشاركت دارند. هدف اصلي اين پروژه بهبود ارتباطات راديويي بوده است اگرچه ارتش آمريكا در اين پروژه بدنبال كنترل و نظارت بر ارتباطات راديويي مي باشد. دكتر حافظي مقدس مي گويد: « مطرح شده كه آمريكا در ادامه پروژه جنگ ستارگان بدنبال نوعي سلاح الكترومغناطيسي جديد است كه با فشرده سازي بخشي از يونسفر و انعكاس آن امواج الكترومغناطيسي با فركانس بالا كه قدرت حرارتي زياد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح كره زمين وارد كند. اين مطلب فرضيه هايي است كه مشخص نيست قابليت اجرايي داشته باشد.»

اين مهندس زلزله شناسي به ارتباط هارپ و زلزله اشاره مي كند و مي گويد: «منشأ شايعاتي كه درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شايد از اين طريق مي باشد كه زلزله هاي بزرگ همراه با تغييرات وسيع در اتمسفر بالاي منطقه كانوني مي باشند و اغتشاشاتي را در كره يونسفر ايجاد مي كنند. تلاشهايي جهت استفاده از اين پديده براي پيش بيني زلزله نيز در حال انجام است. اما اينكه با هدايت امواج الكترومغناطيس بتوان در يك منطقه زلزله ايجاد نمود توجيه علمي ندارد.»

دكتر حافظي در ادامه به زلزله خيز بودن هائيتي اشاره مي كند و مي گويد: «كشور هائيتي در حاشيه يك گسل فعال قرار گرفته است و در طول تاريخ زلزله هاي بزرگي را تجربه كرده است. زلزله اخير اين كشور با بزرگي 3/7 ريشتر نيز بيش از 60 پس لرزه نسبتاً بزرگ از جمله دو پس لرزه 6 ريشتري داشته است. بنابراين وقوع زلزله در اين كشور و شرايط زلزله كاملاً طبيعي بوده است لذا اين فرض كه در اثر انفجار توسط آمريكا ايجاد شده باشد كاملاً مردود است. حتي فرض تحريك منطقه و وقوع زلزله طبيعي نيز براي يك زلزله بزرگ هفت ريشتري بسيار بعيد است.»

بهره برداري شيطان بزرگ از هر فرصتي!
پس از وقوع زلزله هائيتي آمريكا تمام تلاش خود را معطوف به اين نمود تا از هر شيوه ممكن به نفع خود از آن بهره برداري كند. انتشار خبر دروغين زلزله هائيتي توسط هارپ و اعزام نيروي نظامي به اين كشور زلزله زده گواهي صادق بر اين مدعا است.

دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفت وگو با سرويس گزارش روز كيهان در تحليل موضوع هارپ چنين مي گويد: «در وهله اول بايد اشاره كنم كه «هارپ» پروژه اي است توسط چند كشور جهان از جمله آمريكا، روسيه، ژاپن، كانادا و... دنبال مي شود و هدف آنها نيز شناخت لايحه آيونو سفير و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمريكا يا يك كشور خاصي نيست، از طرفي هم ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند.»

دكتر رحماني نيا در ادامه تصريح كرد: «اگر زلزله طبيعي اتفاق بيفتد در لايحه آيونو سفير اختلالاتي ايجاد مي شود و از اين اختلالات ايجاد شده در واقع مي توان وقوع برخي زلزله ها را پيش بيني كرد، از همين موضوع آمريكاييان بحث هارپ را پيش كشيده اند و در واقع با اين اقدام مي خواهند اذهان عمومي مردم جهان را فريب داده و به نفع خود از آن بهره برداري كنند.»

آيا زلزله هائيتي كار هارپ است؟
دكتر رحماني نيا ضمن اشاره به اين موضوع كه شايعه ايجاد زلزله آن هم با ريشترهاي بالا ابتدا توسط چيني ها مطرح شد و آنان مدعي شدند كه آمريكا مي تواند چنين زلزله هاي ويرانگري را طراحي كند، مي گويد: «همچنان كه اشاره كردم پديده هارپ فقط مي تواند گرماي بسيار زيادي را در يك گوشه از زمين ايجاد كند و باعث سوختگي پوسته اي از زمين شود، درست مثل اقدام مايكروفرها كه گرماي زيادي در محيط خودش ايجاد مي كند و همين گرماي فراوان مي تواند به تغيير آب و هوايي در آن منطقه كه گرما بر آن وارد شده منجر شده و پوسته زمين را براي ايجاد زلزله تحريك كند، اما ايجاد چنين زلزله اي مثل زلزله هائيتي به چند دليل علمي از هارپ برنمي آيد.»

اين زمين شناس و استاد دانشگاه شاهرود در توضيح دلايل علمي خود مي گويد: «ميان زلزله احتمالي توسط هارپ و زلزله طبيعي تفاوت هايي هست از جمله اينكه تمامي زلزله هاي طبيعي، به طور طبيعي پس لرز ه هايي هم به دنبال دارد و در زلزله هائيتي هم بيش از 60 پس لرزه به وقوع پيوسته، اين در حالي است كه در پديده هارپ كه يك انفجار است هيچگونه پس لرزه اي وجود ندارد.»

دكتر رحماني نيا مي گويد:«اما دليل ديگر اينكه كشور هائيتي در كنار يك گسل زمين لرزه اي بسيار بزرگ قرار دارد و در گذشته - قرن 18 - نيز شاهد چنين زلزله اي بوده است، در ثاني ايالات متحده آمريكا و هيچ كشور ديگري هنوز به آن مرحله از پيشرفت علمي نرسيده اند كه بتوانند چنين زلزله هايي را در عمق زمين طراحي كنند.»

اين استاد دانشگاه معتقد است: «در واقع پروژه اصلي استفاده از هارپ براي بهبود امواج راديويي است كه به اتفاق چند كشور جهان دنبال مي شود اما بخش اطلاعات علمي و نظامي آمريكا مي خواهد از زلزله هائيتي به نفع خود بهره برداري كند، اين در حالي است كه متخصصان زمين شناسي انتشار خبر وقوع زلزله هائيتي توسط سلاح هارپ آمريكا را در حد يك لطيفه يا طنز مي دانند!چرا كه عملاً چنين موضوعي در ابعاد علمي مردود است.»

هائيتي زلزله خيز است
اخبار كاذبي كه در هفته هاي اخير منتشر شد حكايت از اين داشت كه زلزله هائيتي توسط سلاح هارپ آمريكايي ها به وقوع پيوسته، اين در حالي است كه كارشناسان زمين شناسي و زلزله شناسي اين موضوع را كاملاً رد مي كنند.

خانم رها مهاجر، كارشناس زمين شناسي در گفتگو با سرويس گزارش كيهان مي گويد: «با توجه به اينكه كشور هائيتي در يكي از مناطق زلزله خيز در كنار پليت اقيانوس آرام و بر روي قاره آمريكا قرار گرفته، لذا زلزله خيزي اين منطقه نه تنها بعيد نيست بلكه از لحاظ علمي و تخصصي هم كاملاً اثبات شده است.»

اين كارشناس ضمن اعلام اين موضوع كه وقوع زلزله هائيتي توسط هارپ و دولت ايالات متحده آمريكا هيچگونه توجيه علمي و منطقي ندارد، مي گويد: «انتشار خبر زلزله هائيتي و اعلام علت آن به وسيله پديده هارپ به يك ترفند و بازي سياسي بيشتر شباهت دارد تا يك اقدام علمي اثبات شده، چون براي متخصصين علوم زمين شناسي و تمامي افرادي كه فراتر از شايعات و موج رسانه اي غربي مي انديشند كاملاً عيان است كه دولت آمريكا مي خواهد از اين ماجرا به نفع خود بهره برداري كند، چرا كه از لحاظ علوم زمين شناسي هرگز وجود چنين سلاحي كه به زمين لرزه اي عظيم بينجامد تأييد نمي شود و اين موضوع هيچگونه توجيه علمي ندارد.»

ابعاد سياسي ماجرا
براي اطلاع از اهداف سياسي ماجراي هارپ و مرتبط دانستن آن با زلزله هائيتي با دكتر محمد كرمي راد، عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس و نماينده مردم كرمانشاه گفتگو مي كنم.

كرمي راد مي گويد: «انتشار چنين اخباري حتي متأسفانه در سطح رسانه هاي داخلي ايران يك جنگ رواني بيش نيست، چرا كه دولت آمريكا سالهاي سال است كه جنگ هاي نرم و تاكتيك هاي رسانه اي را به نفع خود و عليه ساير كشورهاي جهان در دستور كار قرار داده و هر از گاهي به شانتاژ چنين اخبار جعلي در سطح رسانه ها مي پردازد.»

اين نماينده مجلس مي گويد: «اگر واقعاً كشور آمريكا به چنين تكنولوژي دست يافته است، به خودي خود متهم به نسل كشي جهاني است، اما واقعيت غير از اين نيست كه اين ترفند فقط جهت ترساندن كشورهاي مخالف آمريكا و اعلام ابرقدرتي اين كشور است، اين در حالي است كه موضوع هارپ از نظر علمي و تخصصي كاملاً مردود است.»

كرمي راد مي گويد: «آمريكاييان با اعلام چنين اخبار دروغي مطمئناً راه به جايي نخواهند برد، چرا كه افكار عمومي امروزه بسيار بيدارتر و هوشيارتر از قبل است و هيچ گاه شايعه چنين اخباري نمي تواند در روحيه مردم جهان تأثير منفي بگذارد، همچنان كه مي بينيم در اين ترفند نيز دست آنان رو شده است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 0:13  توسط م | 
آیا تا به حال فكر كرده‌اید كه یك قطب نما چگونه قطب شمال را تشخیص می‌دهد؟ مطمئنا هدایت كننده‌ای وجود دارد كه بی شك میدان مغناطیسی زمین است. اما اینكه منشا و عوامل موثر این میدان چیست؟ یا لزوم آن چه می‌تواند باشد؟ سؤالاتی است كه ذهن بشر را به خود مشغول می‌دارد. اینكه با مشاهده پرندگان مهاجر كه با پیمودن صدها كیلومتر راه بدون هیچ خطا و اشتباهی به مقصد خویش می‌رسند، آیا شما را به داشتن رموز نهفته در عالم هستی فرا نمی‌خواند؟ مطمئنا دانستن موضوع به زیبایی آن خواهد افزود.

 

 

همانطور كه می‌دانید یك قطب نما، بنا به ربایش قطب های نا‌همنام، قطب مغناطیسی واقع در قطب شمال جغرافیایی را نشان می‌دهد. كه بدلیل عدم تطابق این دو قطب ملوانان و افراد دیگر كه از قطب نما برای تعیین شمال استفاده می‌كنند، بایستی این انحراف را در نظر بگیرند. اختلاف میان جهت قطب نما و شمال واقعی به magnetic declination  معروف است. این مقدار برای قسمت شرقی، شمال جغرافیایی مثبت و برای قسمت غربی آن منفی در نظر گرفته می‌شود.

بد نیست بدانیم كه یك سوزن هرگز به طور افقی قرار نخواهد گرفت مگر در استوای مغناطیسی زمین. در سایر مناطق این سوزن با راستای افق زاویه ای خواهد ساخت،(I،كه آن را عمق مغناطیسی I=90، بوده (+90' در قطب شمال و -90' در قطب جنوب) و سوزن بطور قائم می ایستد. موقعیت قطب ها كه با زمان در تغییر است در 1970s تقریبا بصورت139'E(s), 65.8's, 100'W, 76.1' N  می باشد. ما دقیقا نمی دانیم كه چرا خود زمین یك آهنرباست. شكل میدان مغناطیسی زمین شبیه میدان یك میله مغنتاطیسی قوی است كه در نزدیكی مركز زمین قرار گرفته باشد. اما زمین یك تكه كلفت مغناطیسی از آهن شبیه میله مغناطیسی نیست.

درون زمین برای اتمهای بخصوصی بسیار گرم است تا در جهات ویژه ای نگهداشته شوند. عمق جبه(mantal) صخره‌ای خارجی زمین 3000 كیلومتر می‌باشد. زیر این ناحیه بخش مایع هسته به ضخامتی در حدود 2000 كیلومتر، كه در پیرامون جامد مركزی زمین می‌باشد، قرار گرفته است. بسیاری از دانشمندان چنین فكر می‌كنند كه حركت بارها در بخش مایع هسته زمین، به وجود آورنده میدان مغناطیسی است. به خاطر اندازه بزرگ زمین، سرعت لازم برای دور زدن بارهای متحرك در داخل زمین چیزی كمتر از یك هزارم متر به ازای هر ثانیه می‌باشد. برخی دانشمندان چنین فكر میكنند كه عامل به وجود آوررنده این جریان‌ها دوران زمین می باشد. این عقیده با واقعیتی كه ذكر میشود قوت میگرد :

مشتری (JUPITER) با ده ساعت روز دارای میدان مغناطیسی بسیار قوی تر از زمین میباشد.

زهره كه هنوز دارای حركت وضعی بسیار كندی می‌باشد، بنابر اندازه گیری های سفینه تحقیقاتی بدون سر نشین (space-probe) دارای هیچ میدان مغناطیسی قابل اندازه گیری نمی‌باشد. منشا دیگر مغناطیس زمین شاید گرمایی باشد كه از هسته مركزی آن بالا می‌آید.

ممكن است این گرما عامل جریانهای انتقالی ماده مذاب در بخش مایع هسته زمین باشد. حركت الكترون ها و یونها در این ماده مذاب تولید كننده میدان مغناطیسی خواهد بود.

احتمالا تركیب چنین جریانهای انتقالی با اثرات حركت وضعی زمین تولید كننده میدان مغناطیسی زمین باشد. در تاریخ زمین شناسی تضعیف یا توقف آنی جریانهای انتقالی كه ناشی از جریان ناپایدار گرما می‌باشد، سبب افت ناگهانی میدان مغناطیسی زمین می شود. تولید مجدد گرما منجر به جریانهای انتقالی می‌شود، اما نه الزاما در همان جهت. این توضیحی است برای میدانهای مغناطیسی معكوس شده قبلی در مقایسه با آنچه كه امروز موجود است. عامل تغییر هرچه باشد، میدان مغناطیسی زمین پایدار نبوده و در دوره زمین شناختی سردر گم می‌باشد. و این از روی تجزیه و تحلیل خواص مغناطیسی لایه های صخره‌ای(rock strata) شناخته می‌شود. اتمهای آهن در حالت مذاب تمایل به هم خط شدن در جهت میدان مغناطیسی زمین دارند. وقتی اتمها منجمد می‌شوند جهت میدان مغناطیسی زمین به وسیله جهت گیری حوزه‌ها در صخره ضبط می‌شود. مغناطیس جزئی نتیجه شده با دستگاه‌های حساس قابل اندازه گیری است. با بررسی نمونه‌های صخره‌ای از لایه‌های مختلفی كه در تمام مدت زمین شناسی شكل یافته‌اند، میدان مغناطیسی زمین برای دوره های مختلف می‌تواند ترسیم شود. و این گواه بر این است كه میدان مغناطیسی زمین بارها به صفر كاهش یافته و سپس معكوس گشته است. در 5 میلیون سال گذشته این معكوس شدن 20 بار رخداده‌است. آخرین بار آن در 700000 سال گذشته بوده است. و معكوس شدن‌های قبلی در 870000 و 950000 سال گذشته می‌باشد.

مطالعات ژاپنی‌ها در زمینه معكوس شدن‌ها از روی رسوبات اعماق دریا نشان می‌دهد كه در یك میلیون سال گذشته تنها برای 10000 و 20000 سال زمینه ای آرام و غیر فعالی داشته‌ایم. نمی‌توان پیشگویی كرد كه معكوس شدن بعدی كی رخ خواهد داد چرا كه معكوس شدن‌ها روند منظمی ندارند. اما مطالعات اخیر نشان می‌دهد كه قدرت میدان مغناطیسی زمین در 100 سال گذشته 5 درصد كاهش یافته است.

لذا با لحاظ این تغییرات ممكن است در 2000 سال آینده یك معكوس شدگی دیگری داشته باشیم.

تغییرات در بادهای یونی موجب افت و خیزهای بسیار سریع اما كوچكی در میدان مغناطیسی زمین می‌شود. یون‌ها در این ناحیه به وسیله برهمكنش‌های بسیار پر انرژی پرتوهای فرابنفش و اشعه x  خورشیدی با اتمهای اتمسفر تولید می‌شوند. حركت این یون‌ها بخش كوچك اما مهمی از میدان مغناطیسی زمین را تولید می‌كنند. مشابه لایه‌های زیرین هوا یونسفر توسط بادها آشفته می‌‌گردد. تغییرات این بادها تقریبا دلیل تمامی افت و خیزهای سریع میدان مغناطیسی زمین می‌باشند. جهان سالن تیر اندازی ذرات بارداری است كه به آنها پرتو های كیهانی گفته می‌شود. این ذرات عبارتند از هسته اتم‌های لختی كه الكترون‌های خود را از دست داده‌‌اند. منشا آنها به طور قطعی مشخص نیست؛ شاید آنها ستاره‌هایی باشند كه از جوشش افتاده‌اند یا هسته‌هایی هستند كه منقبض نشده‌اند تا یك ستاره را تشكیل دهند. در هر رخدادی این‌ها با سرعت شگفت‌آوری در درون فضا سیر كرده و تشعشع كیهانی را تشكیل می‌دهند  كه برای فضانوردان خطرناك است.

خوشبختانه برای ما ها كه در سطح زمین هستیم اغلب ذرات باردار به وسیله میدان مغناطیسی زمین منحرف می‌شوند. برخی از این ذرات در نقاط بیرونی میدان مغناطیسی زمین به دام افتاده و كمر بند های تشعشعی وان آلن را تشكیل می‌دهند. كمربندهای وان آلن از دو لایه حلقوی شكل هم مركز تشكیل شده اند. حلقه داخلی در 3000 كیلومتری زمین قرار گرفته و حلقه بیرونی كه بزرگتر و عریضتر می‌باشد در 15000 كیلومتری زمین قرار می‌باشد.

فضانوردان در مسافت‌های امن‌تری كه در زیر این كمر بند‌های تشعشعی قرار می‌گیرند. اغلب ذرات باردار، پروتون‌ها و الكترون‌ها كه احتمالا از خورشید می‌آیند در كمربند بیررونی به دام می‌افتند.

طوفان‌های خورشید ذرات باردار را به صورت فواره‌های بزرگ پرتاب می‌كنند كه بسیاری از آنها تا نزدیكی زمین گذر كرده و به وسیله میدان مغناطیسی آن به دام می‌افتند. ذرات به دام افتاده در اطراف خطوط میدان مغناطیسی زمین مسیر‌های مارپیچی را طی می‌كنند و مابین قطب‌های مغناطیسی زمین و بالاتر از آن نوسسان می‌كنند. آشفتگی‌های میدان زمین به یون‌ها اجازه می‌دهد تا اعماق جو نفوذ كرده و همچون یك لامپ فلوئورسان بدرخشند. و این همان شفق قطبی زیباست ذرات به دام افتاده در كمربند داخلی احتمالا از جو زمین سرچشمه می‌گیرند. این كمر بند اكنون پوشیده از الكترون‌هایی است كه از انفجار بمب هیدروژنی در سال 1962 تولید شده‌اند. علیرغم محافظ بودن میدان مغناطیسی زمین بسیاری از پرتو‌های كیهانی بر روی زمین فرود می‌آیند. بمباران پرتو‌های كیهانی در قطب شمال بیشینه است. ذرات فرود آمده به آن نقاط از میان میدان مغناطیسی عبور نمی‌كنند بلكه نسبتا در امتداد خطوط میدان بوده و بنابراین منحرف نمی‌شوند. فرود آمدن ذرات با دور شدن از قطب‌ها كاهش یافته و در منطقه استوا به كمترین مقدار می‌رسد. در سطح دریا به هر سانتیمتر مربع در هر دقیقه یك الی سه ذره فرود می‌آید. این عدد در بالاتر از سطح دریا به سرعت افزایش می‌یابد.

لذا همچنانکه شما این مطلب را می‌خوانید پرتو‌های كیهانی به بدن شما نفوذ می‌كنند. ( و حتی زمانی كه شما این مطلب را نمی‌خوانید!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:51  توسط م | 

عنوان پژوهش

مليت

نام فيزيكدان

سال

كشف پرتوهاي رونتگن پرتوهاي ايكس

آلمان

ويلهلم كنراد رونتگن

1901

تاثير مغناطيس بر تابش

هلند

هندريك آنتون لورنتس
پيتر زيمان

1902

كشف پرتوزايي خودبه خودي
مطالعه پديدههاي تابشي در كشف بكرل

فرانسه

آنتوان هانري بكرل                   
پير كوري
ماري اسكلو دوسكا كوري

1903

بررسي چگالي گازها و كشف آرگون

بريتانياي كبير

لرد ريلي (جان ويليام استرات)

1904

كار با پرتوهاي كاتودي

آلمان

فيليپ ادوارد آنتون فون لنارد (1947ـ1862)

1905

رسانش الكتريكي گازها

بريتانياي كبير

جوزف جان تامسون (1940ـ1856)

1906

ساخت سنجش افزارهاي دقيق اپتيكي و كاربردهاي طيف نمايي و سنجه شناختي

ايالات متحده امريكا

آلبرت آبراهام مايكلسون (1931ـ1852)

1907

روش بازآفريني رنگ در عكاسي ، بر اساس پديده تداخل

فرانسه

گابريل ليپمن (1921ـ1845)

1908

توسعه ارتباط تلگرافي بي سيم

ايتاليا
آلمان

گوگليلمو ماركوني (1937ـ1845)
كارل فرديناند براون (1918ـ1850)

1909

درباره معادلات حالت گازها و مايعات

هلند

يوهانس ديدريك وان دروالس (1923ـ1837)

1910

كشف قوانين حاكم بر تابش گرمايي

آلمان

ويلهلم وين (1928ـ1864)

1911

اختراع تنظيم كننده خودكار به همراه با مخزن گاز براي مصارف دريا نوردي

سوئد

نيلس گوستاف دالن (1937ـ1869)

1912

خواص ماده در دماهاي كم كه منجر به توليد هليوم مايع

هلند

هايكه كامرلينگ اونس (1926ـ1853)

1913

كشف پراش پرتوهاي رونتگن در بلورها

آلمان

ماكس فون لاوه (1960ـ1879)

1914

تحليل ساختار بلوري با استفاده از اشعه ايكس

بريتانياي كبير

ويليام هنري براگ (1942ـ1862)
ويليام لارنس براگ (1971ـ1890)

1915

كشف تابش مشخصه رونتگن

بريتانياي كبير

چارلز گلوور باركلا (1944ـ1877)

1917

كشف كوانتوم انرژي

آلمان

ماكس كارلارنست لوديگپلانك (1947ـ1858)

1918

كشف اثر دوپلر در پرتوهاي كانالي و تجزيه خطوط طيف ميدان الكتريكي

آلمان

يوهان اشتارك (1957ـ1874)

1919

كشف ناهنجاريهاي آلياژ نيكل ـ فولاد

سوئيس

شارل ادوارد گيوم (1938ـ1861)

1920

براي خدماتش به فيزيك نظري ، به ويژه براي كشف قانون اثر فوتو الكتريك

آلمان

آلبرت آلبرت انيشتين (1955ـ1879)

1921

ساختار اتمها و گسيل تابشي از آنها

دانمارك

نيلز هنريك داويدبور (1962ـ1885)

1922

بار الكتريكي بنيادي و اثر فوتو الكتريك

ايالات متحده امريكا

رابرت اندروز ميليكان (1953ـ1868)

1923

طيف نمايي اشعه ايكس

سوئد

كارل مان گيورك سيگبان (1978ـ1886)

1924

كشف قوانين حاكم بر برخورد الكترون با اتم

آلمان

جيمز فرانك (1964ـ1882)
گوستاف هرتز (1975ـ1887)

1925

ساختار ناپيوسته ماده ، به ويژه كشف تعادل ته نشستي

فرانسه

ژان باپيتست پرن (1942ـ1870)

1926

كشف اثر كامپتون

ايالات متحده امريكا

آرتور هالي كامپتون (1962ـ1892)

1927

پديده گرمايوني و قانون ريچاردسون

بريتانياي كبير

اوين ولانز ريچاردسون (1959ـ1879)

1928

كشف سرشت موجي الكترون

فرانسه

لويي ويكتور پيير ريمون دوبروي (1987ـ1892)

1929

پراكندگي نور و طيف نمايي رامان

هند

چانداسكارا ونكاتا رامان (1970ـ1888)

1930

ابداع مكانيك كوانتومي

آلمان

ورنر كارل هايزنبرگ (1976ـ1901)

1932

كشف صورتهاي جديد و مفيد نظريه اتمي

اتريش
بريتانياي كبير

اروين شرودينگر (1961ـ1887)
پاول آدرين موريس ديراك (1984ـ1902)

1933

براي كشف نوترون

بريتانياي كبير

جيمز چادويك (1974ـ1891)

1935

كشف تابش كيهاني
كشف پراش الكترونها در بلور

اتريش
ايالات متحده امريكا

ويكتور فرانتس هس (1964ـ1883)
كارل ديويد اندرسون (1991ـ1905)

1936

كشف پراش الكترونها در بلور
كشف پراش الكترونها در بلور

ايالات متحده امريكا

بريتانياي كبير

كلينتون جوزف ديويسون (1958ـ1881)
جرج پجت تامسون (1975ـ1892)

1937

براي نشان دادن توليد عناصر جديد پرتوزا بر اثر تابش نوترون و براي كشف واكنش هاي هسته اي ناشي از نوترونها كند

ايتاليا

انريكو فرمي (1954ـ1901)

1938

اختراع و ساخت سيكلوترون

ايالات متحده امريكا

ارنست اورلاندو لارنس (1958ـ1901)

1939

سهم در تكامل روش پرتوي مولكولي و كشف گشتاور مغناطيسي پروتون

ايالات متحده امريكا

اتو اشترن (1969ـ1888)

1943

ابداع روش تشديد در ثبت خواص مغناطيسي هسته اتمها

ايالات متحده امريكا

ايزيدور آيزاك رابي (1988ـ1898)

1944

كشف اصل طرد پاولي

اتريش

ولفگانگ پاولي (1958ـ1900)

1945

اختراع دستگاه توليد فشار بسيار زياد و كشف در زمينه فيزيك فشارهاي زياد

ايالات متحده امريكا

پرسي ويليامز بريجمن (1961ـ1882)

1946

فيزيك طبقات بالاي جو ،به ويژه براي كشف لايه اپلتون

بريتانياي كبير

ادوارد ويكتور اپلتون (1965ـ1892)

1947

تكامل روش اتاقك ابر ويلسون و كشف در زمينه فيزيك هسته اي و تابش كيهاني

بريتانياي كبير

پاتريك مينارد استوارت بلاكت (1974ـ1897)

1948

پيش بيني وجود مزون بر اساس كار نظري در زمينه نيروي هسته اي

ژاپن

هيدكي يوكاوا (1981ـ1907)

1949

ابداع روش عكاسي در مطالعه فرايندهاي هسته اي ، و استفاده از آن در كشف هاي مرتبط با مزونها

بريتانياي كبير

سسيل فرانك پاويل (1969ـ1903)

1950

تبديل هسته هاي اتمي با شتابدهي مصنوعي ذرات اتمي

بريتانياي كبير
ايرلند

جان داگلاس كاكرافت (1897-1967)
ارنست تامس سينتون والتون

1951

ابداع روش جديد اندازه گيري دقيق مغناطيس هسته اي و كشف مرتبط با آن

ايالات متحده امريكا

فليكس بلوخ (1983ـ1905)
ادوارد ميلز پورسل ( -1912)

1952

نمايش روش تمايز فاز ، به ويژه براي اختراع ميكروسكوپ تمايز فاز

هلند

فريتس فردريك تسرنيكه (1966ـ1888)

1953

پژوهش بنيادي در مكانيك كوانتومي به ويژه براي تعبير آماري تابع موج
روش همفرودي و كشفهاي مرتبط باآن

بريتانياي كبير آلمان

ماكس بورن (1970ـ1882)
والتر بوته (1957ـ1891)

1954

ساختار ريز طيف هيدروژن
اندازه گيري دقيق گشتاور مغناطيسي الكترون

ايالات متحده امريكا

ويليس يوجين لمب ( ـ1913)
پولي كارپ كوش (1993ـ1911)

1955

پژوهش در زمينه نيم رسانا و كشف اثر ترانزيستور

ايالات متحده امريكا

ويليام شاكلي (1989ـ1910)
جان باردين (1991ـ1908)
والتر هاوزر براتين (1987ـ1902)

1956

بررسي قانون پاريته و كشف مهمي در ذرات بنيادي

چين

چن نينگ يانگ ( ـ1922)
تسونگ ـ دايولي ( ـ1926)

1957

كشف و تعبير پديده چركونوف

شوروي سابق

پاول چرنكوف ( ـ1904)
ايليا فرانك (1990ـ1908)

1958

كشف پادپروتون

ايالات متحده امريكا

اميليو جينو سگره (1989ـ1905)

1959

اختراع اتاقك حباب در مطالعه ذرات بنيادي

ايالات متحده امريكا

دانالد گليزر ( ـ1926)

1960

مطالعه پيشگامانه بررسي پراكندگي الكترون در هسته اتم و كشف در زمينه ساختار هسته
پژوهش در زمينه جذب تشديد تابش گاما و كشف اثر موسباور

ايالات متحده امريكا
آلمان

رابرت هافشتاتر (1990ـ1915)
رودلف موسباور ( ـ1929)

1961

نظريه پيشگامان در مورد ماده چگال به ويژه هليوم مايع

شوروي سابق

لو داويدويچ لانداو (1968ـ1908)

1962

سهمش در نظيه هسته اتم و ذرات بنيادي به ويژه براي كشف و كاربرد اصول بنيادي تقارن
كشف در زمينه ساختار پوسته اي هسته

ايالات متحده امريكا

آلمان

يوجين ويگنر ( ـ1902)
ماريا گوپرت ماير (1972ـ1906)
هانس ينسن (1973ـ1907)

1963

كار بنيادي در زمينه الكترونيك كوانتومي ، كه بر اساس اصل ليزر ـ ميزر به ساخت نوسانگر و تقويت كننده منجر شد

شوروي سابق

چارلز هارد تاونز ( -1915)

1964

كار بنيادي در زمينه الكتروديناميك كوانتومي

ژاپن
ايالات متحده امريكا

سين ـ ايتيرو توماناگا (1979ـ1906)
جوليان شويينگر ( ـ1918)
ريچارد فيليپس فاينمن (1988ـ1918)

1965

كشف و ابداع روش اپتيكي و مطالعه در زمينه تشديد هرتزي در اتم

فرانسه

آلفرد كاستلر (1984ـ1902)

1966

براي نقشش در نظريه واكنش هاي هسته اي ، به ويژه كشف زمينه توليد انرژي در ستاره ها

ايالات متحده امريكا

هانس آلبرشت بته ( ـ1906)

1967

براي سهم تعيين كننده اش در فيزيك ذرات بنيادي ، به ويژه كشف تعداد زيادي حالت هاي تشديد

ايالات متحده امريكا

لوييس آلوارز (1988ـ1911)

1968

كشف در زمينه طبقه بندي ذرات بنيادي و برهم كنش آنها

ايالات متحده امريكا

موري گل ـ من ( ـ1929)

1969

كار بنيادي و كشف در زمينه مغناطوهيدروديناميك و كاربردشان در بخشهاي مختلف فيزيك پلاسما
براي كار بنيادي و كشف در زمينه پادفرومغناطيس و فرو مغناطيس در فيزيك حالت جامد كاربردي

سوئد
فرانسه

هانس آلفن (1995ـ1908)
لويي نيل ( ـ1904)

1970

اختراع و پيشبرد روش هولوگرافي

بريتانياي كبير

دنيس گابور (1979ـ1900)

1971

براي ابداع نظريه ابررسانايي باردين ـ كوپر ـ شريفر

ايالات متحده امريكا

جان باردين (1991ـ1908)
ليون كوپر ( ـ1930)
جان برات شريفر ( ـ1931)

1972

كشفات تجربي اش در زمينه پديده تونل زني در نيم رساناها و ابررساناها
براي پيش بيني نظري خواص ابر جرياني در گذار از مانع تونلي ، به ويژه براي پديده هايي كه عموما به اثر جوزفسون معروف اند

ژاپن
ايالات متحده امريكا
بريتانياي كبير

ليو اساكي ( -1925)
ايوار گياور ( ـ1929)
برايان جوزفسون ( ـ1940)

1973

براي پژوهش پيشگامانه اش در اختر فيزيك راديويي ، و مشاهدات و اختراعاتش به ويژه در روش تركيب گشودگي
براي پژوهش پيشگامانه اش در اختر فيزيك راديويي ، به ويژه نقش تعيين كننده اش در كشف تپ اخترها

بريتانياي كبير

      مارتين رايل (1984ـ1918) آنتوني هيوييش ( ـ1924)

1974

كشف ارتباط ميان حركت جمعي و حركت ذره اي در هسته اتم و نظريه پردازي ساختار هسته بر اساس اين ارتباط

دانمارك
ايالات متحده امريكا

آگه بور ( ـ1922)
بن موتلسون ( ـ1926)
جيمز رين واتر (1986ـ1917)

1975

پژوهش پيشگامانه اش در كشف نوع جديدي از ذره بنيادي سنگين (J/ψ)

ايالات متحده امريكا

برتون ريختر ( ـ1931)
سامويل تينگ ( ـ1936)

1976

براي پژوهش هاي نظري بنيادي درباره ساختار الكتروني سيستم هاي مغناطيسي و سيستمهاي بي نظم

ايالات متحده امريكا
بريتانياي كبير
ايالات متحده امريكا

فيليپ اندرسون ( ـ1923)
نوبل مات ( -1905)
جان ون ولك (1980ـ1899)

1977

براي كشف و اختراعات بنيادي اش در زمينه فيزيك دماهاي پايين
براي كشف تابش زمينه ميكرو موج كيهاني

شوروي سابق
ايالات متحده امريكا

پيوتر ليونيدويچ كاپيتسا (1984ـ1894)
آرنو پنزياس ( ـ1933)

1978

سهمش در نظريه وحدت يافته برهمكنش ضعيف و الكترومغناطيسي بين ذرات بنيادي

ايالات متحده امريكا
پاكستان

شلدون گلاشو ( ـ1932)
محمد عبدالسلام (1996ـ1926)
استيون واينبرگ ( ـ1933)

1979

براي مطالعات بنيادي‌اش درباره زيست ـ شيمي نوكليك اسيدها با توجه ويژه به DNA باز تركيب شونده
براي نقش مهمش در تعيين ترتيب بازها در نوكلييك اسيدها

ايالات متحده امريكا
بريتانياي كبير

جيمز كرونين ( ـ1931)
وال فيچ ( ـ1923)

1980

براي سهم پژوهشي اش در واپاشي مزونهاي خنثاي K
براي سهم پژوهشي اش در ابداع طيف نميي ليزري
براي سهم پژوهشي در ابداع طيف نمايي الكتروني با توان تفكيك زياد

ايالات متحده امريكا
سوئد

نيكولاس بلومبرگن ( ـ1920)
آرتور شاولو ( ـ1921)
كاي سيگبان ( ـ1918)

1981

نظريه اش در زمينه پديده هاي بحراني مرتبط با گذار فاز

ايالات متحده امريكا

كنت ويلسون ( ـ1936)

1982

براي مطالعات در مورد فرايندهاي فيزيكي حايز اهميت در ساختار و تحول ستارگان
مطالعات نظري و تجربي در زمينه واكنش هسته اي حايز اهميت در تشكيل عناصر شيميايي عالم

ايالات متحده امريكا

سوبر امانيان چاندراسكار(1995ـ1910)
ويليام فاولر ( ـ1911)

1983

براي سهم تعيين كنندهاش در كشف ذرات ميداني W و Z كه ميانجي هاي برهم كنش ضعيف اند

ايتاليا
هلند

كارلو روبيا ( ـ1934)
سيمون وان درمير ( ـ1925)

1984

كشف مقاومت كوانتيده هال

آلمان غربي (سابق)

كلاوس فون كليتزينگ ( ـ1943)

1985

براي كار بنياديش در زمينه اپتيك الكتروني و براي طراحي اولين ميكروسكوپ الكتروني و براي طراحي اولين ميكروسكوپ الكتروني
براي طراحي ميكروسكوپ تونلي روبشي

آلمان غربي (سابق)

ارنست روسكا (1988ـ1906)
گرد بينيگ ( ـ1947)
هاينريش روهرر ( ـ1933)

1986

كشف ابررساناهاي با دماي زياد

آلمان غربي (سابق)
سوئيس

گيورگ بدنورتس ( ـ1950)
كارل الكساندر مولر ( ـ1927)

1987

توليد باريكه هاي نوترينو كه به صورت ابزار پژوهشي مورد استفاده اند

ايالات متحده امريكا

ليون لدرمن ( ـ1922)
ملوين شوارتز ( ـ1932)
جك اشتاين برگر ( ـ1921)

1988

روش بررسي ساختار اتم ها

ايالات متحده امريكا
آلمان غربي (سابق)

نورمن رمزي ( ـ1915)
هانس دملت ( ـ1922)
ولفگانگ پاول (1993ـ1913)

1989

براي اثبات تجربي وجود كواركها.

ايالات متحده امريكا
كانادا

جرومي فريدمن ( ـ1930)
هنري كندال ( ـ1926)
ريچارد تيلور ( ـ1929)

1990

كشف رياضيش در زمينه نظم پذيري مولكول ها

فرانسه

پيير ـ ژيل دوژن ( ـ1932)

1991

ابداع اتاقك تناسبي چند سيمي به منظور آشكار سازي ذرات

فرانسه

ژرژ شارپاك ( ـ1924)

1992

پژوهش درباره نيروهاي گرانشي ناشي از تپ اخترها

ايالات متحده امريكا

راسل هالسي ( ـ1950)

1993

ابداع روش هاي پراكندگي نوترون به منظور بررسي ساختار اتمي ماده
ابداع روشهاي پراكندگي نوترون به منظور بررسي ساختار اتمي ماده

كانادا

برترام براكهاوس ( ـ1918)
كليفور شول ( ـ1915)

1994

كشف لپتون تاو
آشكارسازي نوترينو

ايالات متحده امريكا

مارتين پرل ( ـ1927)
فردريك راينز ( ـ1918)

1995

 

their discovery of superfluidity in helium-3" .

ايالات متحده امريكا

ديويد موريس لي، داگلاس دين اشروف و رابرت كولمن ريچاردسون

1996

 

development of methods to cool and trap atoms with laser light

ايالات متحده امريكا

استيون چو از آمريكا، كلاد كوهن تانودي از فرانسه و ويليام دانيا فيليپس

1997

discovery of a new form of quantum fluid with fractionally charged excitations"

امريكا-آلمان

رابرت بتس لافلين از آمريكا، هورست لودويك استومر از آلمان و دانيل چي شو از آمريكا

1998

براي ساختار كوانتومي فعل وانفعالات الكتروني ضعيف در فيزيك

هلند

ژراردو هوف و مارتيو ژاستينو گودرفرايدو ويلتمن

1999

1.براي توسعه ساختارهاي مستقيم نيمه رساناهاي استفاده شده در الكترونيك سرعت بالا و براي كار درباره فناوري اطلاعات و ارتباطات

 

2. براي اختراع مدارات مجتمع و توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات

                    روسيه- آلمان

امريكا

 

 

1.ژورز ايوانوويچ آلفروف از روسيه و هربرت كرومر از المان

2. جك كلير كيلباي

2000

 

براي دسيابي به تراكم بوز اينشتين ، در گازهاي رقيق قليايي اتم ، و بنياين مطالعات اوليه خواص ميعانات

 

ايالات متحده امريكا

آلمان

اريك آلين كورنل

كارل ادوين ويمن

ولفگانگ كترل

2001

1.براي شناسايي نوترونهاي كيهاني

2.براي كشف منابع كيهاني پرتوهاي ايكس

امريكا _ژاپن

ايتاليا

1.ريموند ديويس و  ماساتوشي كوشيبا

2.ريكاردو جاكوني

2002

 

pioneering contributions to the theory of superconductors and superfluids

امريكا-روسيه

انگليس

الكسي الكسيويچ آبريسكوسوف از آمريكا/ روسيه، ويتالي لازارويچ گينزبورگ از روسيه و آنتومي جيمز لگت از آمريكا/ انگليس

2003

كشف آزادي متقارن در نظريه نيروي هسته اي قوي

ايالات متحده امريكا

ديود گراس، هيو ديويد پوليتزر، فرناك ويلچك

2004

1.        for his contribution to the quantum theory of optical coherence

2.            of laser-based precision spectroscopy, including the optical frequency comb technique

امريكا-آلمان

1.روي جي. گلائوبر از آمريكا و 2.جان ال. هال از آمريكا و تئودور ولفگانگ هانش از آلمان

2005

blackbody form and anisotropy of the cosmic microwave background radiationTO CITE THIS PAGE:

ايالات متحده امريكا

جان كرامول كتر و جورج فيتسجرالد اسموت

2006

تحقيقاتي كه منجر به كشف مقاومت مغناطيسي قوي شد

فرانسه-آلمان

- آلبرت فرت از فرانسه و پيتر گرانبرگ از آلمان

2007

1.كشف مكانيزم شكست خود به خودي تقارن در فيزيك اتمي

2.كشف منشا شكست تقارن كه توانست موجوديت حداقل سه دسته از كوارك ها را در طبيعت به اثبات برساند

امريكا

 

ژاپن

 

1.يويچيرو نامبو

2 .ماكوتو كوبياشي از سازمان برخورد دهنده انرژي در تي سو كوبا در ژاپن و توشي هيده ماسكوا

2008

1.به خاطر دستاورد بزرگش در استفاده از فيبرها براي ارسال نور به منظور ايجاد

ارتباطات نوري

ccd2. ابداع مدار نيمه رساناي تصويري يا حسگرهاي

ايالات متحده امريكا

چارلز كائو.1

 

ويلارد بويل و جورج اسميت.2

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 23:11  توسط م | 


taslyat



از اوییم و به سوی او باز میگردیم...

حرف‏های ما هنوز ناتمام …
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن که با خبر شوی!
لحظه عزیمت تو ناگزیز می‌شود
آی …
ای دریغ و حسرت همیشگی!


ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!


مهرناز عزیزم ودانشجوی کوشا و مهربانم روحت شاد و قرین رحمت باد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 21:44  توسط م | 
خبر رسید
خبر رسید
صفای وقت تو باد ای قلندر تجرید
سلام ‚ ای تو گذرگاه خون صاعقه ها
سلام و تسليت روشانیی مشرق
سلام و تسليت ابرها و دریا ها
سلام و تسليت هر چه ساکن و جاری
سلام و تسليت
اما نه
تهنیت آری
تو پاکبازترین عاشقی
درین آفاق
چه جای آن که
درین راه
تسليت شنوی
قماربازی عاشق
که باخت هر چه که داشت
و جز هوای قماری دگر
نماندش هیچ
بزرگوارا
اینکگ بهار جان و جماد
شقایقان پریشیده در سموم تو را
هزار باغ
و هزاران هزار بیشه کند
چه بیشه های برومند سر ...

برای شادی روح ۲ تا از دانشجوهای عزیزاز دست رفته من همه یه فاتحه بخونید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 14:1  توسط م | 

ستاره شناسان از طریق شبیه سازی رایانه ای موفق به كشف چگونگی شكل گیری ستاره ها در اطراف سیاهچالهای حجیم شدند.  دانشمندان از گذشته در جستجوی چگونگی شكل گیری ستاره ها بوده و معتقد بودند كه ستاره ها طی فرایند شكافته شدن ابرهای ملكولی حجیم در اثر نیروی های گرانشی قدرتمند به وجود می آیند.اكنون ستاره شناسان بر این باورند كه ستارگان از صفحات بیضوی شكلی كه بقایای ابرهای عظیم الجثه گازی بوده اند تشكیل شده اند كه در اثر برخورد با سیاه چالها از هم شكافته شده اند.این نتایج پس از انجام شبیه سازی رایانه ای فرایند مكیده شدن ابرهای گازی توسط سیاهچالها به دست آمد. در این شبیه سازی كه بیش از یك سال به طول انجامید، سیر تكاملی دو ابر گازی متفاوت كه حجمی 100هزار برابر خورشید داشتند، تا زمان برخورد آنها با سیاهچالهای عظیم به تصویر كشیده شده است.این شبیه سازی با مشاهدات به عمل آمده در كهكشان راه شیری نیز مطابقت دارد. در این كهكشان حضور سیاهچالهای وسیعی دیده شده است كه توسط ستارگان بزرگ و متفاوتی با مدارهای نا همسان احاطه شده اند.بر اساس گزارش بی بی سی، ابرهای از هم گسیخته شده به شكل مدار مارپیچی به دور سیاهچال قرار می گیرند و انرژی جنبشی گازهایی كه از نزدیك سیاهچال عبور می كنند را گرفته و آنها را به گازهایی كه با فاصله زیاد از سیاهچال قرار دارند منتقل می كند. این عمل باعث بی حركت شدن قسمتی از ابر و تصرف آن توسط سیاهچال شده كه بعدها زادگاه ستارگان حجیم با مدارهای نامتعارف خواهند بود.كم بودن عمر این ستارگان كه خصوصیات آنها با نو ستارگان كهكشان زمین همخوانی دارد و در حدود 10 میلیون سال عمر دارند، می تواند دلیلی بر نظریه تكرار دوره ای  این فرایند باشد. ستاره شناسان معتقدند كه این نتایج می تواند در درك منشا سیاهچال های فضایی در كهكشان زمین و دیگر كهكشان ها تاثیر مهمی داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 14:27  توسط م | 

اگــر یـک پرتو پرانرژی X از نزدیکی یـک قطعه ماده عبور کند یا اگر دو پـرتـوی X با هم برخورد کنند انرژی پرتوی X درست در آن فضای تهی یـک الکترون و یک پاد الکترون (پوزیترون) می آفریند. و هنگامی که انرژی خیلی زیاد است این یک امر عادی است (در این جا باید بگوییم که فضا مملو از انــرژی است و فضا مـوجودیت دارد چـون دارای انرژی می باشد یعنی در فضای تـهی هم انرژی بصورت فـوتـون های مجازی که در یـک آن به وجود می آیند و از بین می روند می باشد.)

این پدیده چگونه اتفاق می افتد؟

فرض کنید می دانیم انرژی از کجا آمده است! از پرتو X ،اما بارها از کجا می آیند ؟تاکنون یک بار خالص درهیچ کجا آفریده نشده است یعنی اگر در جایی بار صفر باقی بماند بار فقط در یک    معنای محدود آفریده می شود،یعنی بارهای + و-  به مقادیری  مساوی و همزمان آفریده می شوند به گونه ای که   اثر بار + دقیقا اثر بار منفی را خنثی می کند به عبارت دقیق تر باید بگوییم که بار از فضای منفی جدا می شود.فرض کنید فضای تهی شبیه یک چیز خاکستری رنگ باشد از محل A   در این فضای طولی مقداری فضای خــاکستری برمی داریم و آن را در محل C قرار می دهیم . جای A سفید و محل A  خاکستری تر ( تیره ) می شــود . جای خالیA را با B  نشان می دهیم .بنابراین در عمل ما سیاه و سفید نیافریده ایم بلکه سیاه و سفید را از خاکستری جدا کرده ایم .به همین ترتیب بارهای الکتریکی مثبت و منفی از فضای تهی جدا می شوند . در واقع ، ما در فضای تهی نا همگنی ایجاد می کنیم .( البته برای این کار به انرژی نیاز داریم.)  به عبارت دیگر اگر ما یک تکه فضای تهی خاکستری بــر داریم و با صرف انرژی آن را بــه زور در جایی قرار دهیم به این ترتیب دو ناحیه سفید و سیاه ایجاد می کنیم میان ایــن دو ناحیه کرنش یا جابجایی تولید می کنیم . کرنش همان میدان الکتریکی است که گاهی آن را مـیدان جابجای می گویند . اگر مثبت و منفی جــدا از هـم نگه داشته شوند . کرنش یا همان مـیدان آنها را به هم نزدیک می کند .

اگر مثبت و منفی یکدیگر را جذب کنند کرنش از بین می رود و دوباره همه چیز به حالت اول بر می گردد (فضای تهی خاکستری رنگ یکنواخت) اما هنگامی که کرنش در زمین با گسستن یک گسل، زمین لرزه از بین می رود. آیا باز هم همه چیز به آرامی بر می گردد، اما نه به آرامی! انرژی کرنش آزاد می شود و زمین اطراف را به لرزه در می آورد. در مورد آزاد شدن ناگهانی کرنش میان بارهای مثبت و منفی که خاکستری اطراف را به لرزش در می آورد در این مورد لرزش، از نابودی الکترون_پوزیترون ناشی می شود.

(در واقع میدان همان جابجایی انرژی برای یکنواخت کردن فضا و رسیدن به تعادل است)

صفر    =   الکترون   +   پوزیترون   

         e        +       e        =      0

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 14:25  توسط م | 

فیزیكدانان كوانتمی دانشگاه كالیفرنیا كشف عجیبی كرده اند كه به گونه ای نشان می دهد جسمی كه در مقابل یك فرد قرار گرفته و دیده می شود می تواند به صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد. این كشف به واسطه ذره ای كوچك و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یك تار مو، جسمی كه بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده كرد.دانشمندان این ذره را در كاسه ای مخروطی و تاریك سرد كرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج كردند. سپس محققان ذره را مانند یك دیاپازون حركت داده و مشاهده كردند ذره در زمانی واحد حركت كرده و متوقف می شود.
چگونه این پدیده را درك كنیم؟برای درك این پدیده كه كاملا غیر ممكن به نظر می رسد، باید بسیار بسیار كوچك اندیشید، حتی كوچكتر از اتمها، الكترونهایی كه به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد درحالتهای چند گانه حركت می كنند كه ثابت كردن آنها تقریبا غیر ممكن است. به بیان ساده تر می توان گفت زمانی كه فردی در شهر اكلاهاما به دیدن مادر خود می رود در جهان موازی كه ذرات اتمی وی در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشای تلویزیون است.به گفته دانشمندان شاید این پدیده كاملا غیر واقعی به نظر آید اما بر پایه علم حقیقی رخ می دهد. بر اساس یكی از نظریه های فیزیكی زمانی كه پدیده ای در یك حالت مشاهده می شود این پدیده جهان را به دو بخش تقسیم می كند. نظریه چند حالتی بر این پایه استوار است كه جهان فعلی طی مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها یكی از واقعیات در حال وقوع را مشاهده می كند.برای مثال می تواند توپ فوتبال را ببیند كه در هوا در پرواز است، اما شاید در جهان موازی این توپ در همان لحظه سقوط كرده باشد و یا شاید اصلا فردی در آن لحظه مشغول بازی فوتبال نباشد.

بسیاری از فیزیكدانان بزرگ پایه های علمی جهان چند حالتی را حتی اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. "شان كرول" از موسسه تكنولوژی كالیفرنیا یكی از این فیزیكدانان بوده و معتقد است تا زمانی كه نتوان تمدنهای فوق پیشرفته بیگانه را تصور كرد كه پی به واقعیت این نظریه برده اند، انسانها تحت تاثیر امكان وجود جهانهای دیگر قرار نخواهند گرفت. وی در عین حال معتقد است هرگز فردی قادر به ابداع دستگاهی نخواهد بود كه با استفاده از آن بتوان میان این جهانها ارتباط برقرار كرد.
منبع: GPNU


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 14:11  توسط م | 
پرفسور حسابی علت وجود خاصیتهای ذرات اصلی را  در این میدانستند كه این ذرات بی نهایت گسترده اند و هر ذره ای در تمام فضا پخش است و نیز هر ذره ای بر ذرات دیگر تاثیر می گذارد. به این ترتیب به فكر آزمایشی افتادند كه این نظریه را اثبات و یا نفی كند . ایشان با خود فكر كردند اگر این تئوری صحیح باشد باید چگالی یك ذره مادی به تدریج با فاصله از آن كم شود و نه اینكه یك مرتبه به صفر برسد و نباید ذره مادی شعاع معینی داشته باشد. پس در اینصورت نور اگر از نزدیكی جسمی عبور كند باید منحرف شود و پس از اینكه محاسبات مربوط به قسمت تئوری این نظریه را به پایان رسانیدند پس از بازگشت به امریكا به راهنمایی پرفسور انیشتین در دانشگاه پرنیستون به تحقیقات در این زمینه پرداختند. پرفسور انیشتین قسمت نظری تئوری را مطالعه كرد و پرفسور حسابی را به ادامه كار تشویق كرد. پرفسور حسابی به راهنمایی پرفسور انیشتین به تكمیل نظریه پرداختند سپس یك سال دیگر در دانشگاه شیكاگو به كار پرداختند و آزمایشهایی در این زمینه انجام دادند. ایشان با داشتن یك انتر فرومتر دقیق توانستند فاصله نوری را در عبور از مجاورت یك میله اندازه بگیردند و چون نتیجه مثبت بود آكادمی علوم آمریكا نظریه ایشان را به چاپ رسانید. برخی همكاران از نامأنوس بودن و جدید بودن این فكر متعجب شدند و برخی از این نظریه استقبال كردند.
شرح آزمایشهای انجام شده و نتیجه آن:

در اثبات این نظریه اگر در آزمایش, نور باریك لیزر از مجاورت یك میله وزین چگال عبور داده شود, سرعت نور كم می شود. در نتیجه پرتو لیزر منحرف میگردد. هرگاه پرتو لیزر بطور مناسبی از میان دو جسم سنگین كه در فاصله ای از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبی معلوم میشود و این انحراف قابل عكسبرداری است. این آزمایش گسترده بودن ذره را نشان می دهد. بر طبق این آزمایش انحراف زیاد پرتو لیزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب این نظریه هر ذره, مثلاً الكترون, كوارك یا گلویون نقطه شكل نیست بلكه بی نهایت گسترده است و در مركز آن چگالی بسیار زیاد بوده و هر چه از مركز فاصله بیشتر شود آن چگالی بتدریج كم می شود. بنابراین یك پرتو نور از یك فضای چگالی عبور كرده و شكست پیدا میكند و انحراف می یابد.
اختلاف تئوری بی نهایت بودن ذرات با تئوریهای قبلی:
در تئوریهای قبلی هر ذره قسمت كوچكی از فضا را در بر دارد یعنی دارای شعاع معینی است و خارج از آن این ذره وجود ندارد ولی در این تئوری ذره تا بی نهایت گسترده است و قسمتی از آن در همه جا وجود دارد. در تئوریهای جاری نیروی بین دو ذره از تبادل ذرات دیگر ناشی می شود و این نیرو مانند توپی در ورزش بین دو بازیكن رد و بدل می شود و این همان ارتباطی است كه یبن آنها حاكم است و در تئوریهای جاری تبادل ذرات دیگری این ارتباط میان دو ذره را ایجاد میكند. مثلاً نوترون كه بین دو ذره مبادله می شود, اما در تئوری دكتر حسابی ارتباط بین دو ذره همان ارتباط گسترده ایست كه در همه جا بعلت موجودیت آنها در تمام فضا بین آنها وجود دارد.
ارتباط این تئوری با تئوری نسبیت انیشتین:
تئوری انیشتین می گوید: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت ریاضی یعنی در نبود ماده, فضا تخت است ولی در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوییم یك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالی ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالی بستگی دارد به زبان ریاضی به این چگالی می توان انحنای فضا گفت.
ارتباط فلسفی این تئوری با فلسفه وحدت وجود:
در این نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زیرا فرض بر این است كه هر ذره تا بی نهایت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند.یعنی در واقع قسمت كوچكی از تمام جهان در هر نقطه ای وجود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 14:6  توسط م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

زندگی یک بازی پیچیده است که خدا آن را ترتیب داده و ما مهره های این بازی هستیم. این بازی پایانی دارد که فقط خدا از آن آگاه است ولی قوانینی نیز دارد که برای ما معلوم نیست و هدف و وظیفه ی ما در این بازی شناخت همین قوانین است. کسی که بتواند بهتر و بیشتر از سایر مهره ها این قوانین را بشناسد، جلوتر است؛ و این قوانین فیزیک نام دارد.


پیوندهای روزانه
حرفهای دل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آرشیو موضوعی
فیزیک پلاسما
فیزیک پزشکی
نانوتکنولوژی و کاربردهای آن
نظریه های کیهان شناسی و اختر فیزیک
سخنان بزرگان علم فیزیک
معرفی کتابهای فیزیک
نمرات امتحانی
آشنایی با شاخه های علم فیزیک
فیزیک عمومی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM